سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )
178
تاريخ ايران ( فارسى )
اردوكشى به آذربايجان و گرجستان و فارس 788 - 790 هجرى ( 1388 - 1386 ) دو سال بعد از اين تيمور لنگ بيك اردوكشى ديگر و حتى بمسافت بسيار دورى اقدام كرده كه در جريان آن آذربايجان را اشغال و از ارس گذشته گرجستان را مورد هجوم و تاختوتاز قرار داد و امراى گيلان ، مغان ، لزيكها و نيز امير شروان به خدمت حاضر شده و همگى قبول اطاعت نمودند . هدف ديگر او كرسىنشين سلسلهء قراقوينلو ياغى بود كه علم طغيان برافراشته بودند و آن بغارت رفته و امير آنجا قرايوسف آن ولايت را بمقدرات خود واگذاشته جلاى وطن نمود و در تبعيد باقى بود تا وقتىكه اين فاتح آن ولايت را ترك گفت . زين العابدين پسر شاه شجاع از سلسلهء آل مظفر اينوقت بر تخت جالس بوده است . او سياست پدرش را كه از در اطاعت داخل شده بود پيروى نكرد بلكه نمايندهء سياسى تيمور را بزندان فرستاد و بالنتيجه اين فاتح بزرگ فرمان حركت باصفهان را داد كه جزو متصرفات آل مظفر بوده است . شهر مزبور تسليم گرديد و مبلغ هنگفت زيادى پول برسم اعانه از مردم تقريبا جمعآورى شده ناگاه صداى طبلى بلند شد و بر اثر آن مردم ازدحام كرده بناى حمله را گذاردند و سه هزار تن تاتارى را كه در آن شهر اقامت داشتند كشتند . تيمور لنگ در انتقام از اين طغيان قساوت و سنگين دلى از خود نشان داده براى دادن درس عبرت ولى هولناك هفتاد هزار سر را حكم داد هرمانى ساختند . تيمور لنگ و حافظ شيراز دروازههاى خود را بعجله به روى مهاجمين باز كرد . تيمور وقتى كه وارد شد كس بطلب خواجه حافظ فرستاد و او را نزد خود خواست و اين مصاحبه و ملاقات مشهور را دولت شاه چنين نقل مىكند : - من اكثر ربع مسكون را با اين شمشير مسخر ساختم و هزاران جاى و ولايت را ويران كردم تا سمرقند و بخارا را كه وطن مألوف و تختگاه من است آبادان سازم ، تو مردك بيك خال هندوى ترك شيرازى سمرقند و بخاراى ما را ميفروشى درين بيت كه گفته : اگر آن ترك شيرازى بدست آرد دل ما را * بخال هندوش بخشم سمرقند و بخارا را خواجه حافظ زمين خدمت را بوسه داد و گفت اى سلطان عالم از آن بخشندگى است